گُم شُدِه

سُخَن هایی کِه نَتَوانِستَند بِه زَبان بیایَند

You

بده بغض تو گلوت با چهارتا لیوان نره پایین

مطمئنم توم بهم فکر میکنی شبا گاهی

ترس

ترس دارم از انکه در سپیده دم چشم بگشایم و تورا مقابلم نبینم و برایم تبدیل به رویا شوی

_اداره برق استان کرمانشاه

 

گریه

میدونست اگه گریه کنه بغلش میکنم 

جای حرف زدنو حل مشکلاتمون تصمیم گرفت کل ساعتو تو بغلم گریه کنه_