گُم شُدِه

سُخَن هایی کِه نَتَوانِستَند بِه زَبان بیایَند

فکر

تو از اینکه مغزم درگیرت باشه لذت میبردی کاری میکردی که بیشتر به چشم بیای، رو مخم بری و بیشتر بهت فکر کنم