گُم شُدِه

سُخَن هایی کِه نَتَوانِستَند بِه زَبان بیایَند

اولویت

من با گوشی که واسه بابام چراغ گرفته بودم با تو چت میکردم سر کار تو تایمی که مشتری جنسو انتخاب میکرد به تو پیام میدادم شبایی که فرداش ساعت ۵ کار داشتم میگفتم عیب نداره تا صبح بخاطر تو بیدار میموندم

درکت نمیکنم تو چطور همیشه کار داری و از هر بهونه ای واسه رفتن استفاده میکردی اونی که تا شب حمالی میکرد من بودم خسته و باید زود بخوابم تو بودی

نمیخوام با این حرفا ناراحتت کنم فقط بحثم اینه تو نخواستی و نبودی وگرنه خانواده منم میخواستن کنارشون باشم منم شبا خسته بودم اونی که باید طلب کار باشه و استوری بزاره دوستامو فالو کنه که به گوشم برسونن منم نه تو